الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
67
تفسير مجمع البيان (فارسى)
شده است . 2 - امر اول مطلق بود . از اينرو امر دوم دلالت مىكند كه آن امر مقيد بمورد خاص است و شامل همهء موارد نميشود « 1 » وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ : گويند : در اينباره دو قول است : 1 - يعنى : از آنها بپرهيز كه ترا از راه قرآن گمراه كنند و بسوى احكام هوا پسندانهء خود ، بكشانند . اين كار را از اين راه انجام مىدهند كه ترا بمسلمانى خود اميدوار سازند . اين قول از ابن عباس است . 2 - يعنى : به پرهيز از آنها كه ترا بوسيلهء مطالب دروغى كه بتورات مىبندند ، گمراه سازند . زيرا حكم تورات نه اين است كه آنها مىگويند : و من حكم آن را براى تو بيان كردم . اين قول از ابن زيد است . اين آيه دلالت دارد بر اينكه : بايد از بدعتگذاران و گمراهان و هوى پرستان دورى و از آميزش با آنها خوددارى كرد . فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ : در اينباره نيز گفتهاند : اقوالى است : 1 - يعنى : اگر آنها اعراض كنند ، بدان اى محمد ، كه خداوند مىخواهد آنان را بپارهاى از جرمهايشان كيفر دهد . البته مقصود ، همهء جرمهاى آنهاست . چنان كه گاهى كل مىگويند و مقصود بعض است . اين قول از جبايى است . 2 - اينكه بعضى از گناهان را ذكر مىكند ، به منظور تشديد كيفر است . مقصود
--> ( 1 ) - استاد علامهء طباطبايى ذيل اين آيه ميفرمايد : صدر اين آيه با آنچه در آيه سابق آمده بوده ، اتحاد دارد . نتيجهاى كه از آنها در دو آيه گرفته شده ، مختلف است . معلوم است كه تكرار ، به منظور همين فايده است . آيهء اول ، امر مىكند كه پيامبر به فرمان خدا حكم و از پيروى هواهاى ايشان خوددارى كند . زيرا شريعت اسلام ، براى پيامبر و امت اوست . بنا بر اين واجب است كه بسوى خيرات آن بر يكديگر سبقت بگيرند . اين آيه هم همان امر را تكرار مىكند ، سپس مىگويد : اگر اهل كتاب از قرآن كريم روى گردانى مىكنند ، اين خود كشف مىكند از اينكه بر اثر گناه و تبهكارى ، خداوند آنها را گمراه كرده است . ( الميزان ج 5 ص 384 ، 385 )